با اسم خدای عاشقی ها که همه چیز را جفت آفرید حتی فرموده هایش،شروع میکنم

سلام عشقم، این وبلاگ رو فقط بخاطر تو زدم چون باید بنویسم، وقتی نمیتونم حقیقت دلمو به زبون بیارم باید بنویسم وگرنه میترسم این دل دیوونه بعد عمری سکوت چنان فریادی بزنه که گوش دنیا رو هم کر کنه..
واسه همین فعلا نوشتن تنها راهیه که به ذهنم میرسه

عزیزانی که الان دارن اینو میخونن بدونن که میخوام داستان عشقم رو بنویسم

داستان رو به صورت دنباله دار میگم.. ممکنه هفته ای یه بار(مثلا پنجشنبه ها) یا شایدم کمتر آپ کنم،بخاطر امتحانای دانشگاه یکم گیرم

هنوز خودم نمیدونم آخر این قصه چیه.. ولی از اولش میگم

ممنون میشم از کسایی که نظر یا پیشنهاد بدن و راهنمایی کنن :))

یه روزی این وبلاگ رو به صاحب اصلیش تقدیم میکنم

خلاصه..باهام باشین..ممنون از همتون آرام



برچسب ها : داستان منو عشقم,خاطرات جدایی,فاصله ها تنهایی,عشق جاودانه,دوست داشتن تا بی نهایت,

تاريخ : 17 / 3 / 1393 | 5:43 | نویسنده : ShN |